|
|
|
|||||||||||||||||||||||
اولاً، در حال حاضر تعداد کل یهودی ها در جهان به 15 میلیون نفر هم نمی رسد که از این نظر با جمعیت تهران و حومه اش قابل مقایسه است. حالا اینکه 70 سال پیش که این جمعیت 5 میلیون هم نبوده، چطور هیتلر توانسته فقط 6 میلیون یهودی اروپایی را در کوره های آدم سوزی آشویتس تبدیل به مرغوبترین کود کشاورزی تاریخ کند، واقعاً جای سؤال دارد! ثانیاً، الگوی پراکندگی یهودی ها به علت شهرک سازی های غیر قانونی و مهاجرت دائمی به فلسطین اشغالی یا فرار از آنجا، مدام در حال تغییر است. ثالثاً، همانطور که می بینیند آمریکا - و نه رژیم صهیونیستی - بزرگترین پایگاه یهودی ها در جهان است. نکته مهم جدول بالا این است که نشان می هد چرا بعضی کشورهایی که فکرش را هم نمی کنیم ( مثل آرژانتین ) چشم دیدن ما را ندارند. به صورت سنتی دوست داریم فکر کنیم که یهودی ها مثلاً در انگلیس و آلمان زیاد هستند اما یهودی های آرژانتین از جمع این دو کشور هم بیشترند. راستی، اصلاً فکرش را هم می کردید که فرانسه این قدر یهودی داشته باشد؟ رابعاً، این آمارها کشور مستقل فلسطینی شامل غزه و کرانه باختری را در محاسبه مد نظر نداشته؛ که می توانست با 444707 شهروند یهودی در رتبه پنجم قرار بگیرد. این هم از آن آمارهای دلهره آور است. آدم نگران می شود که نکند صهیونیست ها با این طراحی خاص الگوی سکونتشان نقشه های شومی برای آینده این مناطقه هم داشته باشند ( می توانستند لا اقل این همه یهودی را به زور در غزه و کرانه باختری نچپانند و به آن همه سرزمین اشغال شده دیگر قناعت کنند ). آخراً، از بس آمار دلهره آور دادیم، مجبوریم منبع مان را هم قید کنیم که نیست مگر Word Christian Database. |
||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
و پایان آمد این اندرز و چونان که گذشت، پیر بر کنجی نشست و از حال رفت. پس وقتی به هوش گردید، خود را افتاده و یاران را در جنب و جوش دید. معلومش نشد که راه را چگونه آمده و به در سرای خویش رسیده. پیر چشمان گشود و یاران را سلامی داد و غریو شادمانی برخاست. یاران پیشانی بر خاک نهادند و شکر خداوندگار نمودند و شعله ها برافروختند و اسپندها دود کردند و شکر این نعمت خدای را به جای آورند. از هر دهاتی 40 خانه و از هر دیاری 40 دهات قربانی کرند و بزباش بار گذاشتند و به فقیر و یثیم در راه مانده و زندانی و سرباز و بی کس دادند. آنگاه جماعتی گرد خانه پیر آمدند و از وی خواستند که این شادمانی را بر وی تمام کند و با اندرزی دل وی را اسیر کلام کند. لیک پیر از خانه بیرون نیامد و چیزی نگفت و سکوت اختیار کرد. یاران را غمی در دل پدید آمد و روزها بر پشت در نشستندو دعاها کردند و نذرها و نیازها کردند؛ اما پیر نیامد. از دیگر سو پیر نشسته در سرای خویش بود و دلش از اینکه دیگر اندرزی برای گفتن نداشت ریش بود و شرمنده قوم و خویش بود. یاران نیز پس از چندی از در سرای وی پراکنده شدند و هر کس را خیالی شد و گذشت و بسالی شد و پشت در خانه پیر خالی شد. آنگاه پیر پیش خود گفت « از زندگی چه حاصل که پیری بی اندرز باشی و یاری نباشد و دلداری هم؟ » پس سر به بالین نهاد و دیگر بر نداشت و در دقایق آخر کسی نشنید که آخرین اندرز وی چه بود. |
||
|
|
|
|
|
زمستان، فصل سرد سکون و نماد خمودگی و خواب و رخوت، بی آنکه برف و بارویی چشمگیر از همیان خود ارزانی دارد، به تندی گذشت و این روزهای باقیمانده تا بلور بهار حرکت و جنبش و سبزی و سرزندگی، آرام آرام به کوچه ها و خیابان ها و میان مردم بازگشته است. حالا دیگر چند روز، چند ساعت، چند دقیقه بیش نیاز نیست تا پنجره را باز کنی و بگویی : وه ! آنک بهار! سر بگردانی و ببینی غنچه غنچه گل، کُپه کُپه شکوفه! گوش بسپاری و بشنوی یک حنجره قناری و مضرابی سرشار از چهچهه بلبل و آواز گنجشک و یک ملودی سار روی شاخه های درختانی که شانه به شانه هم، دست در دست یکدیگر فرو برده اند و جشن زندگی را سرشار از سرزندگی می کنند. حالا دیگر چند قدم بیشتر تا دیدارهای پر از لبخند، تا دیده بوسی های پر از صفا و صمیمیت، تا در آغوش گرفتن تازگی قدیمی ها، اصلاً یک کلام : چند قدم تا شیرینی و عیدی و عید نمانده است. روی این بوم نقاشی پر رنگ و نگار چه جای خطاطی عیدانه چون منی است جز آنکه خارج از این قاب گسترده بنویسیم : عید آمد زندگی نو شد، بفرمایید دهانتان را شیرین کنید و اگر توانستید اندکی از این کام شیرینی را به دیگران ببخشایید و بچشانید. سال نو، سال زندگی دیگری است زندگیتان سبز و فرخنده. |
||
|
|
|
|
|
انقلاب یاس تونس کل دنیای عرب را به هم ریخت و حالا بیشتر کشورهای عربی هر کدام یک جوری با اعتراض های مردمی سر و کله می زنند. از باب المندب بگیر تا جبل الطارق، خیلی جاها به هم ریخته. انگار مردم یک دفعه به این باور رسیده اند که جمهوری های پدرسالاری عربی دیگر دردی ازشان دوا نمی کند. روز های اول کسی جرأت دم زدن نداشت چه برسد به این که بخواهد به خیابان بیاید و همه عقده های سال های محرومیتش را داد بزند. ماجرای کشورهای عربی و دیکتاتوری هایی که زیر نقاب دموکراسی، خودشان را پنهان کرده بودند، ادامه داشت تا اینکه جوانک تونسی با سوزاندن خودش، آتشی بزرگ را به راه انداخت. محمد بو عزیزی جوان 26 ساله تونسی که روزانه کمتر از چهار یورو کاسبی می کرد یک روز که از رشوه دادن های هر روزه اش به مأموران بن علی خسته شد، از سر ناامیدی خودش را به آتش کشید. او از همین جا قهرمان انقلاب تونس شد و سر آغاز انقلابی بزرگ که ظاهراً دارد دامن همه کشورهای عربی را می گیرد. انقلاب یاس در تونس در مدتی کمتر از یک ماه نتیجه داد و دست آخر زین العابدین بن علی، رئیس جمهوری تونس از کشور فراری شد. سقوط دولت بن علی جرأت مردم عرب زبان دور و بر را زیاد کرد. سودانی های شمالی که هنوز باور ندارند همتای جنوبی شان دیگر نمی خواهند با آنها زیر یک پرچم باشند به خیابان ها ریختند. به خصوص دانشجوهای سودانی که تا چند روزی ول کن خیابان ها نبودند. در یمن هم که مردم فهمیده بودند علی عبدالله صالح با طرح مادام العمر شدن ریاست جمهوری می خواهد همچنان ماندگار باشد دل و جرأت آن را پیدا کردند که به خیابان ها بریزند. مردم یمن که دست کمی از همزبان های تونسی شان نداشتند به روشی شبیه آنها به خیابان ها آمدند اما فعلاً زورشان به این نرسیده که علی عبدالله اعلام کند دیگر قصد ریاست جمهوری در دوره بعد را ندارد و حتی نمی گذارد پسرش هم به قدرت برسد. در الجزایر هم داستان همین بود. آنها اسم انقلابشان را از اول « شورش گرسنه ها » گذاشتند و اعلام کردند که از سر گرسنگی و با خیال یک لقمه نان بیشتر به خیابان ها آمده اند. گرانی و بیکاری امان مردم الجزایر را بریده بود برای همین با دل و جرأتی که از تونسی ها گرفته بودند به خیابان آمدند. ده ها کشته و نزدیک به هزار زخمی آخرش به کوتاه آمدن دولت و کلی وعده و وعید برای بهتر شدن اوضاع مردم تمام شد. هنوز آتش خشم مردم الجزایر و تونس خاموش نشده بود که این بار مصری ها در روزی که به « روز خشم » معروف شد جلوی حکومت 30 ساله حسنی مبارک درآمدند و دیگر آرام و قرار نگرفتند. |
||
|
|
|
|
|
خدایا پر از یاد توام بشنو صدایم دریغ از هر رفیق و آشنایم ز داغ سروهای سبز و آزاد شکسته بغض گل در گریه هایم خدایا آتش عصیانم امشب سرود روشن بارانم امشب خدایا دفتر ناخوانده ام من ز راه یک سفر جامانده ام من زدشت لاله های پرپر عشق زمستان تا بهاران خوانده ام من به عشق عاشقان خسته سوگند به قلب شیشه بشکسته سوگند به اشک سوگواران جدایی به بغض در گلو بنشسته سوگند خدایا طاقت تنهاییم ده دلی بی کینه و دریاییم ده دلی زخمی تر از داغ عزیزان به رنگ لاله صحراییم ده خدایا عمر گل عمر حباب است اسیر باد یا نقشی درآب است در این فرصت مر ابی خویش مگذار مرا دریاب که این دریا سراب است |
||
|
|
|
|
|
وَ الَّذینَ جاهَدُوفینا لِنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا کسانی که در راه خدا و به خاطر ما مجاهده کردند. مسلماً آنها را به راههای خویش رهنمون میشویم! فردی، گروهی، حزبی یا ملتی که در راه و جهت خدا از هر چیز خود بگذرد، بی هیچگونه محاسبه شخصی و مصلحت بازی های اجتماعی، با اخلاق و ایمان، ایثار کند و پیش برود، هرچند ابتدا نا پخته باشد، هرچند مدام بیافتد برخیزد هرچند گامی پیش بگذارد و گامی پس، هرچند عاجز و ناتوان باشد و بالاخره، هرچند درآغاز ارزش و آمادگی رفتن براین راه را نداشته باشد، و شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل امید نیل و نجات را در او کم کرده باشد چنانچه جهاد کند - یعنی تلاش و مبارزه بی امان و مخلصانه مومنانه تا آخرین رمق، به قدرت تکلیف نه امید توفیق، چه این جهاد با شمشیر باشد و چه با قلم، چه با جان باشد چه با مال، چه مقامش را انفاق کند و چه آبرویش را ... در هرحال خداوند در بطن عمل در متن حوادث و در قلب دشواریها و در گرما گرم درگیریها، در همه حال، همواره راههای دقیقتر، نزدیک تر روشن تر و ظریفتر خود را لحظه به لحظه، در پیش چشمش نمایان میکند و در پیش پایش میگشاید و گویی در صراط مستقیمی او را قرار میدهد که در هر قدم با تابش نامرئی نور راههای مجهول برایش پیدا میشود و چشم اندازهای دور، پدیدار وبا شکستن هر سدی که در راه او میسازند. افقهای تازه تر، در برابرش نمودار میگردد و پرتو آفتاب براو، مستقیم تر می تابد و پیش رویش را روشنتر میکند و از سقفها که بر سرش فرود می آورند و از سنگها که پیش پایش می اندازند پل ها میسازد به قدرت صبر و اعجاز توفیق و جان میگیرد و آرامش و یقین، به نیروی خدایی تفویض و میگذرد و باز پیشتر میتازد ... و بدین گونه است که مردان ایمان و عمل که زندگی خویش را نثار حق پرستی کرده اند و از خانه خویش قدم بیرون نهاده اند تا برای خلق، در راه خدا قدم بردارند، با هر تلاشی که برای راه گشودن به سوی او می کنند، او راهی هموارتر و مطمئن تر در پیش پایشان می گشاید و این چنین است که در متن ظلمت و ضلالت و اوج سختی ها و کینه ها و نومیدی ها و عجز ها و ضعف ها و دشمنی های بیگانه و خیانت های آشنا و نامردی ها و گریز ها و ضربه ها و دشواری ها و دردها و جراحت ها ... بنده ای که از هر بندی آزاد شده است و صبوری که زیر باران بلا می ایستد و شاکری که زهر بدبینی و سیاه اندیشی و یأس تباهش نمی سازد و بر سنگلاخ های دهشتناک و کویر های سوزان، به سوی " او " گام می زند و درد می کشد و ضربه می خورد و از رو، تازیانه اش می زنند و از پشت خنجر و او، در شب و در تشنگی و در خطر و در پریشانی و در زیر باران کینه ها و آوار دشواری ها ... پیش می رود و با مشکلات درگیر می شود و وسوسه ها را در خود می میراند و مهلکه ها را می گذراند و در راه حق پرستی تلاش می کند و ... با هر تلاشی راه برایش روشن تر، مسئولیتش مشخص تر، وظیفه اش دقیق تر و با هر گامی، تردید دورتر، هراس ضعیف تر، آزار بیشتر، آزردگی کمتر، عشق زورمند تر و اخلاق زلال تر و بندها گسسته تر و علقه ها سست تر و حضور خدا صریح تر و یقین نیرومند تر و حیرت کاسته تر و ایمان فزون تر و امید به پیروزی حتمی تر می شود. و این چنین خدای درس می دهد ! |
||
|
|
|
|
|
در مکتب شیعه شخصیت و زیارت امام حسین علیه السلام از موقعیت ویژه ای برخوردار است و روایات بسیاری در مورد ایشان ذکر شده است. در این مطلب چهل حدیث از اهل بیت علیهم السلام در مورد امام حسین علیه السلام می آوریم تا معرفت خود را نسبت به این بزرگوار هر چه بیشتر نماییم. 1- حریم پاک: عن النبى (ص) قال: … وَ هِىَ أَطهَر بَقاعَ الأَرضِ وَاَعظَمَها حُرمَةَ وَ إنَّها لِمَن بَطحاءَ الجَنَّة. پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در ضمن حدیث بلندى مى فرماید: کربلا پاک ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه ها است و الحق که کربلا از بساط هاى بهشت است. 2- سرزمین نجات: قالَ رَسولُ الله صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ: یَقبر إِبنى بأرضِ یُقالَ لَها کَربَلا هِىَ البُقعَةَ الَّتى کانَت فیها قُبَّةَ الإِسلام نَجَا الله الَّتى عَلَیهَا المُؤمِنینَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَ نُوحِ فِى الطُّوفان. پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاک سپرده مى شود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازى که همواره گنبد اسلام بوده است، چنان که خدا یاران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد. 3- مسلخ عشق: قال على علیه السلام: هذا ... مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم ولا یلحقهم من کان بعدهم. حضرت على علیه السلام روزى گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى که نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمىرسند. 4- عطر عشق: قال على علیه السلام: واها لک ایتها التربة لیحشرن منک قوم یدخلون الجنة بغیر حساب. امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوشبویى اى خاک! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند که بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند. 5- ستاره سرخ محشر: قال على بن الحسین علیه السلام: تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المبارکة التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنة. امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین کربلا در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدی می درخشد و ندا مى دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکی که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است. 6- کربلا و بیت المقدس: قال ابوعبدالله علیه السلام: الغاضریة من تربة بیت المقدس. امام صادق علیه السلام فرمود: کربلا از خاک بیت المقدس است. 7- فرات و کربلا: قال ابوعبدالله: ان أرض کربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارک و تعالى... امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین کربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند که خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید. 8- کربلا کعبه انبیاء: قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس نبى فى السموات والارض و الا یسألون الله تبارک و تعالی ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج. امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ پیامبرى در آسمانها و زمین نیست مگر این که مى خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است که گروهى به کربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج کنند. 9- کربلا، مطاف فرشتگان: قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس من ملک فى السموات والارض إلا یسألون الله تبارک و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج. امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ فرشته اى در آسمانها و زمین نیست مگر این که مى خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است که همواره فوجى از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجى دیگرعروج کنند و از آنجا اوج گیرند. 10- راه بهشت: قال بوعبدالله علیه السلام: موضع قبرالحسین علیه السلام ترعة من ترع الجنة. امام صادق علیه السلام فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام درى از درهاى بهشت است. 11- کربلا حرم امن: قال ابوعبدالله علیه السلام: ان الله اتخذ کربلا حرما آمنا مبارکا قبل ان یتخذ مکة حرما. امام صادق (ع) فرمود: به راستى که خدا کربلا را حرم امن و با برکت قرار داد پیش از آن که مکه را حرم قرار دهد. ( شایان ذکر است منظور از این روایت درعالم بالا می باشد که قبل از مکه، کربلا حرم امن الهی قرار گرفت. ) 12- زیارت مداوم: قال الصادق علیه السلام: زوروا کربلا ولا تقطعوه فان خیر أولاد الانبیاء ضمنته... امام صادق (ع) فرمود: کربلا را زیارت کنید و این کار را ادامه دهید، چرا که کربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است. 13- بارگاه مبارک : قال الصادق علیه السلام: « شاطىء الوادى الایمن» الذى ذکره الله فی القرآن،( قصص/۳۰) هو الفرات و« البقعة المبارکة » هى کربلا. امام صادق (ع) فرمود: آن « ساحل وادى ایمن » که خدا در قرآن یاد کرده فرات است و « بارگاه با برکت » نیز کربلا است. 14- شوق زیارت: قال الامام باقرعلیه السلام: لو یعلم الناس ما فى زیارة قبرالحسین علیه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً. امام باقرعلیه السلام فرمود: اگر مردم مى دانستند که چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام است از شوق زیارت مى مردند. 15- حج مقبول و ممتاز: قال ابوجعفرعلیه السلام: زیارة قبر رسول الله صلى الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبرالحسین بن على علیهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله علیه و آله. امام باقر علیه السلام فرمودند: زیارت قبر رسول خدا (ص) و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولى که همراه رسول خدا (ص) بجا آورده شود. 16- تولدی تازه: عن حمران قال: زرت قبرالحسین علیه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على علیه السلام ... فقال علیه السلام ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلک وصلة نبیه حرج من ذنوبه کیوم ولدته امه. حمران مى گوید هنگامى که از سفر زیارت امام حسین (ع) برگشتم، امام باقرعلیه السلام به دیدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى دهم که هر کس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت کند و مرادش از این کار رضایت خدا و تقرب به پیامبر (ص) باشد، از گناهانش بیرون مى آید مانند روزى که مادرش او را زاده است. 17- زیارت مظلوم: عن ابى جعفر و ابى عبدالله علیهماالسلام یقولان: من احب أن یکون مسکنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم. از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل شده که فرمودند: هر کس که مى خواهد مسکن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم - امام حسین - را ترک نکند. 18- شهادت و زیارت: قال الامام الصادق علیه السلام: زوروا قبرالحسین علیه السلام ولا تجفوه فانه سید شباب أهل الجنة من الخلق و سید شباب الشهداء. امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسین علیه السلام را زیارت کنید و با ترک زیارتش به او ستم نورزید، چرا که او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است. 19- زیارت، بهترین کار: قال ابوعبدالله علیه السلام: زیارة قبر الحسین بن عل علیهما السلام من أفضل ما یکون من الأعمال. امام صادق (ع) فرمود: زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین کارهاست که مى تواند انجام یابد. 20- سفره های نور: قال الامام الصادق علیه السلام: من سره ان یکون على موائد النور یوم القیامة فلیکن من زوارالحسین بن على علیهماالسلام. امام صادق (ع) فرمود: هر کس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین علیه السلام باشد. 21- شرط شرافت: قال الصادق علیه السلام: من اراد ان یکون فى جوار نبیه و جوارعلى و فاطمه علیهم السلام فلا یدع زیارة الحسین علیه السلام. امام صادق (ع) فرمود: کسى که مى خواهد در همسایگى پیامبر(ص) و در کنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت امام حسین (ع) را ترک نکند. 22- زیارت، فریضه الهی: قال ابوعبدالله علیه السلام: لو ان احدکم حج دهره ثم لم یزر الحسین بن على علیهما السلام لکان تارکا حقا من حقوق رسول الله (ص) لان حق الحسین فریضة من الله تعالى واجبه على کل مسلم. امام صادق (ع) فرمود: اگر یکى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسین علیه السلام را زیارت نکند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترک کرده است؛ چرا که حق حسین (ع) فریضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است. 23- کربلا کعبه آمال: قال ابوعبدالله علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام حتى یموت کان منتقص الایمان منتقص الدین، ان ادخل الجنة کان دون المومنین فیها. امام صادق (ع) فرمود: هر کس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم که برود پایین تر از مومنان در آنجا خواهد بود. 24- از زیارت تا شهادت: قال ابوعبدالله علیه السلام: لا تدع زیارة الحسین بن على علیهماالسلام و مُرّ أصحابک بذلک یمدالله فى عمرک و یزید فى رزقک و یحییک الله سعیدا ولا تموت الا شهیدا. امام صادق (ع) فرمود: زیارت امام حسین علیه السلام را ترک نکن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش کن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد کند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر با شهادت. 25- حدیث محبت: عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین علیه السلام و زیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین علیه السلام و بغض زیارته. امام صادق (ع) فرمود: هر کس که خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد کینه و خشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى اندازد. 26- نشان شیعه بودن: قال الصادق علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان کان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة. امام صادق علیه السلام فرمود: کسى که به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال کند که شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود. 27- سکوی معراج: قال الصادق علیه السلام: من اتى قبرالحسین علیه السلام عارفا بحقه کتبه الله عزوجل فى اعلى علیین. امام صادق (ع) فرمود: هر کس که به زیارت قبر حسین علیه السلام نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى کند. 28- مکتب معرفت: قال ابوالحسن موسى بن جعفرعلیه السلام: أدنى ما یثاب به زائر ابى عبدالله علیه السلام بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولایته ان یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز. حضرت امام موسى کاظم علیه السلام فرمود: کمترین ثوابى که به زائر امام حسین علیه السلام در کرانه فرات داده مى شود این است که تمام گناهان بخشوده مى شود. بشرط این که حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد. 29- همچون زیارت خدا: قال الرضا علیه السلام: من زار قبرالحسین (ع) بشط الفرات کان کمن زار الله. امام رضا علیه السلام فرمود: کسى که قبر امام حسین علیه السلام را در کرانه فرات زیارت کند، مثل کسى است که خدا را زیارت کرده است. 30- زیارت عاشورا: قال الصادق علیه السلام: من زارالحسین علیه السلام یوم عاشورا وجبت له الجنة. امام صادق (ع) فرمود: هر کس که امام حسین علیه السلام را در روز عاشورا زیارت کند بهشت بر او واجب مى شود. 31- بالاتر از رو سپیدی: قال ابوعبدالله علیه السلام: من باب عند قبرالحسین علیه السلام لیلة عاشورا لقی الله یوم القیامة ملطخا بدمه کأنما قتل معه فى عرصة کربلا. امام صادق (ع) فرمود: کسى که شب عاشورا در کنار مرقد امام حسین علیه السلام سحر کند روز قیامت در حالى به پیشگاه خدا خواهد شتافت که به خونش آغشته باشد، مثل کسى که در میدان کربلا و در کنار امام حسین علیه السلام کشته شده باشد. 32- نشانه ها ایمان: قال ابو محمدالحسن العسکرى علیه السلام: علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، والتختم فى الیمین، و تعفیر الجبین والجهر ببسم الله الرحمن الرحیم. امام حسن عسکرى علیه السلام فرمود: نشانه هاى مؤمن پنج چیز است: 1- پنجاه رکعت نماز ( نماز یومیه و نمازهای نافله ). ۲ـ زیارت اربعین. ۳ـ انگشتر به دست راست کردن. ۴ـ بر خاک سجده کردن. ۵ـ بسم الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند گفتن. 33- رواق منظر یار: قال رسول الله (ص): الا و ان الإجابة تحت قبته والشفاء فى تربته، و الائمة علیهم السلام من ولده. پیامبر خدا(ص) فرمود: بدانید که اجابت دعا، زیر گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان علیهم السلام از فرزندان اوست. 34- تربت و تربیت: قال الصادق علیه السلام: حنکوا اولادکم بتربة الحسین (ع) فإنها امان. امام صادق (ع) فرمود: کام کودکانتان را با تربت حسین (ع) بردارید چرا که خاک کربلا فرزندانتان را بیمه می کند. 35- بزرگترین دارو: قال ابوعبدالله علیه السلام: فى طین قبرالحسین علیه السلام الشفاء من کل داء و هو الدواء الاکبر. امام صادق (ع) فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسین علیه السلام است و همان است که بزرگترین داروست. 36- تربت و هفت حجاب: قال الصادق علیه السلام: السجود على تربة الحسین علیه السلام یخرق الحجب السبع. امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت حسین علیه السلام حجابهاى هفتگانه را پاره می کند. 37- سجده بر تربت عشق: کان الصادق (ع) لا یسجد الا على تربة الحسین (ع) تذللا لله و إستکانة الیه. رسم حضرت امام صادق (ع) چنین بود که: جز بر تربت حسین (ع) به خاک دیگرى سجده نمى کرد و این کار را از سر خشوع و خضوع براى خدا می کرد. 38- تسبیح تربت: قال الصادق (ع): السجود على طین قبرالحسین (ع) ینور الى الارض السابعة و من کان معه سبحة من طین قبر الحسین (ع) کتب مسبحا و ان لم یسبح بها. امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت قبر حسین (ع) تا زمین هفتم را نور باران می کند و کسى که تسبیحى از خاک مرقد حسین (ع) را با خود داشته باشد، تسبیح گوى حق محسوب می شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید. 39- تربت شفا بخش: عن موسى بن جعفرعلیه السلام قال: ولا تأخذوا من تربتى شیئا لتبرکوا به فأن کل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهماالسلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا. حضرت امام کاظم (ع) در ضمن حدیثى که از رحلت خویش خبر مى داد فرمود: چیزى از خاک قبر من برندارید تا به آن تبرک جویید؛ چرا که خوردن هر خاکى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت کربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است. 40- یکی از چهار نیاز: قال الامام موسى الکاظم (ع): لا تستغنى شیعتنا عن أربع: خمرة یصلى علیها و خاتم یتختم به و سواک یستاک به و سبحة من طین قبر أبى عبدالله علیه السلام ... حضرت امام موسى بن جعفر علیهماالسلام فرمود: پیروان ما از چهار چیز بی نیاز نیستند: 1- سجاده اى که بر روى آن نماز خوانده شود. 2- انگشترى که در انگشت باشد. 3- مسواکى که با آن دندانها را مسواک کنند. 4- تسبیحى از خاک مرقد امام حسین (ع). |
||
|
|
|
|
|
ایران اکونومیست: در استقبال از سپيده بايد سپيد پوشيد و دو ركعت نماز باران به زلالي خواند و از خود تا خدا دويد . عيد سعيد قربان بر همه بندگان صالح خدا مبارك باد. به خانه اي ساده و بي آلايش رفتيم كه هيچ غل و غشي ندارد. زلال زلال همچون اشك چشمان كودكي معصوم. طوافش كرديم، هفت بار ، به تعداد هفت شهر عشق. دور و برمان را كه نگاه مي كنيم همه گونه آدم هست.سياه، سفيد، فارس، عرب و... اما همه يكسان اند. هيچ تفاوتي ميانشان نيست.همانگونه كه رحمت اللعالمين اش از براي خود تفاوتي را نمي دانست با ديگر مردمان. به جايي مي رويم كه عشق را مي تواني بچشي و باز هفت بار مي رويم و ميآييم به اندازه هفت شهر عشق. هاجر را مي بينيم كه چگونه سراسيمه براي فرزندش عطش دارد و آب ميخواهد، اما در آن بيابان سوزان جز باران خورشيد و ماسه هاي داغ و تفتيده نيست. هفت بار در اين گرما مي رود و مي آيد ، آخر بار چشمه اي را زير پاي دردانه فرزندش مي بيند و همان مي شود ، چشمه آب زمزم. در كنارش غمي جانكاه آرميده است. به سوي اش مي روي هق هق گريه هاي اين غم را مي شنوي و آنگاه خود نيز ناخودآگاه همراهي مي كني. مجالي بدهند، كنار بقيع مظلوم روي خاك مي نشيني ، دلت مي گيرد. قلبت مي خواهد از سينه برون آيد ، از آن همه غم. ابراهيم كه سربلند بيرون آمد از آن آزمايش الهي ؛ ذبح عظيمي بود كه هر دو ، هم ابراهيم و هم اسماعيل با معجزه عشق ، سربلند بيرون آمدند. صداي پاي عيد مي آيد ، عيد قربان، عيد سرسپردگي و بندگي به درگاه احديت است.عيد قربان ، عيد زاييده شدن انساني نو از پس آن منيت هاي هوي و هوس است. عيد قربان ، روز جان باختگي و قرباني كردن در پاي معشوق است. خويش فربه مي نماييم از پي قربان عيد كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا مي كشد آن گمان ترسا برد مومن ندارد آن گمان كو مسيح خويشتن را بر چليپا مي كشد نيست عزرائيل را دست و رهي بر عاشقان عاشقان عشق را هم عشق و سودا مي كشد آنچنان شيرين و خوش در پاي او جان مي دهيم كان ملك ما را به شير و شهد و حلوا مي كشد « مولوي » هنگامي كه بازمي گرديم از خانه دل ، عيد قربان را به ياد داشته باشيم و پيش از آن كه بازگرديم دعاي قافله سالار عشق، حسين (ع) را در روز عرفه ياد آوريم كه « خدايا ، به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز و مقدر كن كه سرنوشتم به خير و صلاح من باشد. » |
||
|
|
|
|
|
ما بسيجى هستيم... و ما بسيجى هستيم؛ پيام آورانى كه محو هر چه زشتى را به نمازى عاشورايى، قامت بستهايم. و ما با شوق زيباى رفتن آمدهايم تا در اوج غربت و كرامت، تا بىنهايت عشق برويم؛ هر چند زمان، سكوت كرده است و: «دنياى امروز، دنياى دروغ، زور، شهوترانى و دنياى ترجيح ارزشهاى مادى بر ارزشهاى معنوى است». هر چند خوب مىدانيم: «كارى كه از لحاظ فرهنگى، دشمن مىكند، نه تنها يك تهاجم فرهنگى، بلكه بايد گفت يك شبيخون فرهنگى، يك غارت فرهنگى و يك قتل عام فرهنگى است». اما اين را نيز نيك مىدانيم، كه: «اگر نيروهاى بسيجى و حزباللهى نبودند، ما، هم در جنگ و هم در مقابل دشمنان گوناگون در اين چند سال، شكست مىخورديم». مابايد باشيم ما بايد باشيم و بمانيم؛ «وَلتَكُن مِنكُم اُمَّةٌ يَدعُونَ اِلىَ الخَيرِ». تا فلاح و رستگارى را فرياد كنيم: «وَ اُولئِكَ هُمُ المُفلِحُونَ». ما نيز اهل حساب و كتاب هستيم! «مِن اَهلِ الكِتابِ امَّةٌ قائِمَةٌ يَتلُونَ آياتِ اللّهِ آناءَاللَّيلِ وَ هُم يَسجُدُونَ...». هر چند هيچ گاه با ربانيون آنان همدل نمىشويم و همزبان! «لَولا يَنهاهُمُ الرَّبانِيُّونَ وَ الاَحبَارُ عَن قَولِهِمُ الاِثمَ و اَكلِهِمُ السُّحتَ لَبِئسَ مَا كانُوا يَصنَعُونَ». ما مىدانيم ما قدرت ايمان را از على عليهالسلام آموختهايم و مىدانيم: «چيزى كه به يك نظام، قدرت مىدهد، بمب اتمى نيست... قدرت ايمان نيروهاى حزب الله است». ما به: «وَلَيَنصُرَنَّ اللّهُ مَن يَنصُرُهُ». چشم اميد داريم، و بر: «وَالمُؤمِنُونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم اَولِياءُ بَعضٍ يَأمُرُونَ بِالمَعروُفِ وَيَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ». ما بسيجى مىمانيم و ما، بسيجى هستيم و هر روز با انديشه مطهر، نماز «مرگ بر امريكا» مىخوانيم؛ نماز «امربه معروف و نهى از منكر». ما «كُلُّكُم راع» را از محمد صلىاللهعليهوآله شنيديم و «كُلُّكُم مَسئول» را على براىمان سرود: «امروز امر به معروف و نهى از منكر، هم مسئوليت شرعى و هم مسئوليت انقلابى و سياسى شماست». ما بسيجى هستيم؛ ما از «مؤمنان ضعيف» بيزاريم؛ از «مَيِّتُ الاَحياء»! ما مىخواهيم وارث كربلا باشيم و از خون نامه شهيدان و آرزوهاى مردان حماسه، پاسدارى كنيم. ما «ستارههاى گم شده غربت» را فراموش نمىكنيم و با «اسيران عشق» تا باغ آفتاب مىرانيم. ما، هر روز دعاى عاشورايى «اَللّهُمَّ اجْعَلْنا مِنَ الّذينَ يَأمُرونَ بِالمعروف و يَنهون عَنِ المُنكَرِ» را مىخوانيم. و ما، بسيجى هستيم و بسيجى مىمانيم... . |
||
|
|
|
|
|
مىخواهم زنده بمانم در كوچه دل، صداى پاى عشق مىآيد؛ برخيز دلا! تا خيمه ظلمت از زمين برچينيم و همچون صبح - صادقانه - از خواب گران، برون رويم و از عطر حضور آفتاب، سرشار شويم. برخيز تا مضمون غريب عشق را بر جان پاييزدلان، جارى كنيم... و من مىخواهم زنده بمانم! مىخواهم براى دستهاى پينه بسته كشاورزان، دل بسوزانم. مىخواهم سرود رهايى را با همنام مظلوم هميشه تاريخ بخوانم؛ با او كه آواى عاشقانهاش را تا دور دستهاى روستايىترين آدميان فرياد كرد. او كه در خاكى افلاكى به گستره تاريخ انسان، در برابر تمامت كفر، قد علم كرد و پرچم خونين فتح را بر گلدستههاى غريب مسجد لاله برافراشت. با او كه ما را گفت: «آنچه جامعه ما را فاسد مىكند، غرق شدن در شهوات و از دست دادن روح تقوا و فداكارى است. بسيجى بايد در وسط ميدان باشد، تا فضيلتهاى اصلى انقلاب زنده بماند». منوچهر خليليان |
||